OOM

من ، نمی دانم...

نمی دانم تو عاشق منی، یا من عاشق تو؟

نمی دانم توبه دنبال منی، یا من به دنبال تو؟

نمی دانم تو هستی منی، یا من هستی تو؟

نمی دانم تومعشوق منی، یا من معشوق تو؟

نمی دانم تو عزیز منی، یا من عزیز تو؟

نمی دانم

تنها می دانم که تو خدای منی

اما نمی دانم ، با تو خدایم چه نسبتی دارم؟

کاش نسبتم زیاد دور نباشد

/ 9 نظر / 28 بازدید
بازتاب

سید علی صالحی -------------------------------------------------------------------------------- الف وقتی که عاشق ترین خورشید های سپیده دم به زانو در آمدند دیگر از شبتابک خردی که تازه از خواب شب آمده چه انتظار ؟ راه ها دور نزدیکی ها ناپیدا مردمان خسته خنیاگران خاموش خودت بگو جز این چراغ شکسته ایا راهی هست ؟ باید خودتان برخیزید راه بیفتید رویا به رویا بروید روشنایی آن راز بزرگ را به خانه برگردانید البته سختی ها دارد سفر شب ها دارد راه افتادن ها دارد اینه شکستن ها دارد آدمی

دكتر مجتبي كرباسچي

سلام با " پله پله تا خدا با دعايی به نام " موسيقی اصيل " و بشنو از ني چون حكايت مي كند . . . مولوي بروزم منتظر حضور سبزتان هستم " صاحبدلان "

رهگذر

سلام... اين يکی نمی دانم عرق خستگی است يا شرم. مهربان ما را گلوله باران می کنی. جنبه ی ما والله کم است. نا گه باورمان می شود. ممنونم که می آيی. ممنونم که خبر می کنی. کسی گفته است -انا الحق- من باور اش دارم. فاصله شايد باور عبور يک پرواز است. چنان ترد و ظريف که بی باوری می شکند اش. طيف سپيد طيف سياه نگاه تو ميهمانی سايه های رنگی ست در اين مدار مانا بمانی مهربان رهگذر

مهدی محمودی

سلام دوست عزيز خوب هستی ۱؟ نمی دونم چی بگم از بس عالی بود گفتم خسته شدم مثل هميشه بود با همان مضامين سنگين و فهم من کمترين خوش و خرم باشی يا علی

ladybird

عالی بود...خیلی خوب بود...هیچوقت سبت ما با خدا دور نیست اون خدای ماست و ما بعترین مخلوقش

من!

سلام! خواهش می کنم...آرزوی قلبی من بود:). من هم سفر بودم و به دور از اينترنت و ... الان پاسخ پرمهر شما را به کامنت -آبی-ملاجظه نمودم. و اما من،نمی دانم... چرا شما باید خوب بدانید!با مدد از حضرت حافظ! میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز. یا بهره گیری از مولایمان!... ساقی روز ازل داد شراب الست/مستی آن تا ابد در سر مخمور ماست/مستی ما از می است مستی می از وی است/چون که همه خود وی است چون و چرا پس چراست/ترک مناجات گیر رو به خرابات آر/پیر خرابات را بین که چه خوش با صفاست/...والبته شما بهتر از من و ما می دانید! دانستن و نگفتن؟!... و اما نشانی منزلگه نوشته هایم!...امروز درست یکهزار و ششصد و سه روزه که درب آن منزل بسته شده!پلمپ شده! به هر روی... اما به زودی با همکاری برخی از دوستان آن روز و دوستان جدید امروز و با اصرار همین دوستان مجددا وب سایتمان راه اندازی خواهد شد. در حال انجام مقدمات هستیم.به امید یزدان پاک همراه با آغاز سال نو اولین شماره عرضه خواهد گردید! تا چه قبول افتد و در نظر آید! سبز باشید و سلامت.

من!

و اما مطلب پیشین!-نهیبی از من بر من- پس چه به موقع بوده!!! گاهی لازم است...نهیب!والبته از آن مهمتر اراده است! و صد البته مسئله سکوت و خموشی و ...و همان سکوت سرشار از ناگفته هاست و...براتون در ادامه مسیر آرزوی توفیق روزافزون می کنم.

میشناسیدم.

هیچ وقت نشد که از چند خط اول بفهمم که چه منظوری را داری در خط های میانی هم همینطور. این قافل گیری را دوست دارم. بر خلاف اکثر وبلاگ نویسان که از چند خط اول همه چیز آشکار میشود. شاد و پیروز باشید.